تبليغاتX
اپسيلون
 
اپسيلون
 
 
تلاش براي شناخت يك ذره
 
ابرهای همه عالم شب و روز... در دلم می‌گریند

استاد پرویز مشکاتیان

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 2:42  توسط عرفان  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بيشتر از يك ماه است كه اينجا مطلبي ننوشتم.
وقايعي كه بعد از انتخابات اتفاق افتاد همه را شوكه كرد. شايد در اين وقت‌ها خبررساني و تحليل اوضاع بهترين‌ مطالبي باشد كه مي‌توان نوشت. اما من در هيچكدام تخصص و علاقه‌اي نداشتم. در بحبوحه درگيري‌ها و اتفاقات اخير هم نوشتن مطالب بر سياق گذشته‌ اين وبلاگ، شايد نوعي كج‌سليقگي باشد. به همين خاطر كمي صبر كردم تا اوضاع آرام شود.
در رابطه با حوادث اخير براي خودم دو نكته فرض كرده‌ام:

- خواهان دموكراسي و آزادي هستم
- از خشونت بيزارم

كسي جوابي براي معماي پيچيده بالا دارد؟ (نياز به توضيح نيست كه جمله دوم به معناي انفعال نيست)

 |+| نوشته شده در  شنبه 13 تیر1388ساعت 16:14  توسط عرفان  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امروز سر كلاس فلسفه*  استاد مطلبي را مطرح كرد كه به نظرم جالب آمد.
بحث در مورد تعداد دخترها و پسرها و مشكلات ازدواج و اين چيزها بود. اول يك نكته كه نسبت دخترها و پسرها در يك جامعه عموماً ثابت و 1:1 است. البته برخي مسائل مثل جنگ ممكن است اين تعادل را به هم بزند. اما نسبت به كل جمعيت، اين عدم تعادل ناچيز است.
اما آيا ادعاي برخي مراجع آماري نسبت به مشكلات در خصوص ازدواج جوانان صحت ندارد؟ مثلا اينكه تعداد دختران آماده ازدواج بيشتر از پسران است (يا بلعكس)؟
خوب براي پاسخ دادن به سووال بايد به هرم جمعيتي ايران نگاهي بيندازيم. (سال 1385). در اين نمودار، محور قائم سن و محور افقي فراواني هر رده سني بر حسب هزار نفر است. سمت راست مردان و سمت چپ زنان هستند.

هرم جمعيتي ايران در سال 1385

همان‌طور كه مي‌بينيد، اين نمودار نسبت به محور قائم متقارن است. يعني تعداد مردها و زن‌ها در همه رده‌هاي سني تقريبا برابر است. قسمت عريض هرم، در رده سني 20 تا 24 سال است. علت اين مساله، افزايش شديد جمعيت در خلال سال‌هاي 60 تا 65 بود. بعد از اين سال‌ها به دليل سياست‌هاي تنظيم خانواده،  رشد جمعيت كاهش يافت  و مي‌بينيم كه عرض هرم كم شده.
خوب مساله‌اي كه اين وسط وجود دارد اين است كه سن ازدواج مردان و زنان با هم فرق دارد. عموما مردان با زناني كه ميانگين 4 سال از خودشان كوچكتر هستند ازدواج مي‌كنند. بنابراين براي بررسي زياد يا كم بودن تعداد مردان يا زنان آماده از دواج، نبايد رديف‌هاي مقابل هم را با هم مقايسه كرد؛ بلكه هر رده سمت راست را با يك رده پايين‌تر سمت چپ بايد مقايسه كرد و اينجاست كه مشكل آغاز مي‌شود!

عدم تعادل ميان جمعيت مرد و زن

در واقع متقارن بودن هرم اينجا كمكي به ما نمي‌كند چون مردان با زنان هم‌سن خود ازدواج نمي‌كنند.

اين مشكل چه موقع خودش را نشان مي‌دهد؟
در واقع اين مشكل دو فاز دارد. فاز اول كه كم‌كم دارد از راه مي‌رسد، وقتي است كه قسمت عريض (پيك) هرم به سن ازدواج برسد و طبعا دختران زودتر به اين سن مي‌رسند. بنابراين در اين مرحله تعداد دختراني كه آماده ازدواج هستند زياد است ولي همسران مناسب آن‌ها كه عموما بايد چند سال بزرگ‌تر از آنها باشند به اندازه كافي وجود ندارد.
فاز بعدي چند سال بعد اتفاق مي‌افتد و وقتي است كه  پيك جمعيت بسران به سن ازدواج برسند و باز هم چون بعد از پيك، جمعيت  كاهش يافته، همسران مناسب آن‌ها كه بايد چند سال كوچكتر از ايشان باشند به اندازه كافي وجود ندارد و به مشكل بر مي‌خورند. بنابراين هم دختران و هم پسران اين نسل دچار مشكل مي‌شوند.


چاره چيست؟
خوب اين را بايد جامعه‌شناس‌ها جواب بدهند اما به نظر مي‌رسد الگوي همسرگزيني ناچار بايد تغيير كند و پسران بايد دختران هم‌سن يا حتي بزرگ‌تر از خودشان را انتخاب كنند.

رونوشت به آني جهت مطالعه و بررسي!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*  اين‌كه كلاس فلسفه چه ربطي به مهندسي عمران دارد و اين‌كه مباحث جمعيت چه ربطي به فلسفه... الله اعلم!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 4:12  توسط عرفان  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

موش رفت و گاو آمد! سال نو مبارك 

اول از همه سال نو را به همه دوستان تبريك مي‌گويم. علت‌ اين تاخير هم نبود اينترنت درست و حسابي در ايام عيد بود (عذاب از اين بزرگ‌تر؟!)
خوب فكر كنم فرصت مناسبي باشد تا كمي در مورد وبلاگ اپسيلون صحبت كنم. من قبل از اين‌كه در بلاگفا اپسيلون را ثبت كنم در محيط وبلاگ نويسي ياهو 360 مطالبي را مي‌نوشتم كه البته خوانندگان كمي داشت و محيط ويرايشگر مناسبي هم نداشت. (خصوصا وقتي متن فارسي و انگليسي باهم استفاده مي‌شد، كل صفحه به هم مي‌ريخت). خلاصه اين كه پارسال عيد در فرصتي كه دست داد همه مطالب را به اينجا منتقل كردم.
راست‌اش را بخواهيد من اوايل زياد با وبلاگستان و مناسبت‌هايش آشنا نبودم. به همين خاطر دست به عصا حركت مي‌كردم. ابزارهايي مثل آمارگير، گوگل ريدر، فيدبرنر، تكنوراتي، فرندفيد و ... به تدريج به كمك اين وبلاگ آمد. دستكاري قالب وبلاگ براي اضافه كردن آرشيو نوشته‌ها، لينك‌هاي گوگل ريدر و دكمه افزودن بالاترين هم اين اواخر انجام شد.


در مورد مطالب وبلاگ
توي قسمت معرفي وبلاگ نوشته‌ام كه به چه چيزهايي علاقه دارم. بيشتر نوشته‌ها برچسب علمي خورده‌اند و شايد دسته‌بندي دقيق‌تري براي آن ايجاد كردم. نوشتن مطالب علمي سختي‌هايي دارد. بايد دقت زيادي به خرج داد. وبلاگ نبايد به يك دانشنامه تبديل شود كه ويكي‌پديا مطالب را خيلي بهتر توضيح داده. نوشتن مطالبي كه در عين جذابيت، ارزش خواندن داشته باشد و چيزي به دانسته‌هايمان اضافه كند مهم‌ترين هدف من است. به همين خاطر تعداد پست‌هاي اين وبلاگ به نظر خودم خيلي كم است.

كمي هم آمار و ارقام (ايده از محمد)

بيشترين ارجاعات:
1- بالاترين
2- گوگل(جستجوي تصاوير)
3- گوگل (جستجوي وب)
4- فرندفيد
5- يك پزشك
6- آواي موج
7- شبكه جهاني سي‌فون

كلمات جستجو شده در گوگل:
1- فيزيك هاليدي (و شكل‌هاي ديگر آن)
2- winplot
3- معما
4- اپسيلون
5- دمپر
6- كاغذ A4
7- پردازش تصوير

مطالب برتر
1- چرا ابعاد كاغذ a4 اعشاري است؟
2- دانلود كتاب فيزيك هاليدي
3- راهنماي عملي جلوگيري از ويروسي شدن كامپيوتر
4- تبليغ وارونه آدامس اربيت
5- پردازش تصویر در خدمت مسابقات فوتبال
6- شوخي با رياضيات
7- يك راه ساده براي شناسايي عينك پلاريزه

پربازديدكننده‌ترين روز: 14 مهر 87  (1690 بازديد)
كم بازديدكننده‌ترين روز: سيزده بدر امسال! (يك بازديد)

آناليز كلمات استفاده شده در مطالب اين وبلاگ (ايده از كمانگير و بعد محمد)
(فعل‌ها و كلمات ربط و شناسه و ... ذكر نشده‌اند)

1-  تصوير (91 بار)
2- شما (74 بار)
3- مورد (52 بار)
4- چشم (47 بار)
5- بنابراين (46 بار)
6- كار (45 بار)
7- استفاده (45 بار)
8- وجود (43 بار)
9- توان (41 بار)
10- صورت (40 بار)
11- من (39 بار)
12- دست (39 بار)
13- مساله (35 بار)
14- افراد (34 بار)
15- يعني (34 بار)

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 18 فروردین1388ساعت 0:29  توسط عرفان  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
- عطسسســـــه!

- صبر اومد!

 دیالوگ(!) بالا را احتمالا بارها شنیده‌اید. راستش نمی‌دانم دلیل  این باور و باورهای مشابه در بین ما چیست. ولی جداً برایم سووال است که بین عطسه (که یک مکانیسم طبیعی بدن است) با اتفاقات و بلایایی که قرار است نازل شود چه رابطه‌ای وجود دارد.

شاید اغلب افراد زیاد این مساله را جدی نگیرند ولی به هر حال ته دلشان کمی نگران می‌شوند. 

خوب بگذارید یک مثال را برایتان تعریف کنم: یک روز که لامپ اتاق سوخته بود و من می‌خواستم لامپ را عوض کنم، همین که می‌خواستم بروم بالای صندلی عطسه‌ای نازل شد! و از اطرافیان مدام نصیحت و هشدار بود که "مراقب باش" ، "صبر اومد" ، "بعدا این کار را انجام بده" و ... . من با این حرف‌ها توجهی نکردم و  لامپ بدون هیچ مشکلی عوض شد.

خوب، چون هیچ اتفاقی نیفتاد این مساله خیلی زود از ذهن دوستان پاک شد. در حالی که اگر من مثلا از رو صندلی پایین می‌افتادم یا برق مرا می‌گرفت، چون واقعه عجیبی بود (ارتباط بین عطسه و  حادثه) ، در حافظه همه ثبت می‌شد. تکرار چندین مورد از این دست اتفاقات باعث می‌شود که ذهن یک رابطه علت و معلولی بین این رخدادها برقرار کند.

علت اکثر خرافاتی که در ذهن ما نقش بسته همین "حافظه انتخابی" است. یعنی ما کلی اتفاقات را مشاهده می‌کنیم و فقط آنهایی را به خاطر می‌سپاریم که به آنها علاقمندیم يا برايمان عجيب است.

احتمالا با قوانين مورفي آشنا هستید. قوانینی که حاکی از بدشانسی آدمها هستند كه البته به نظر من ناشي از بدبيني آنهاست. یک مثال ساده‌اش در سوار شدن به اتوبوس است. احتمالا شما در لحظه‌اي كه از اتوبوس جا مانده‌ايد احساس "بدشانسي" كرده‌ايد. ولي آيا وقتي به موقع به اتوبوس رسيده‌ايد به "خوش‌شانس" بودنتان توجه كرده‌ايد؟! اگر به طور دقيق اتفاقاتي را كه مي‌افتد را يادداشت كنيم، فراواني بدشانسي‌ها و خوش‌شانسي‌ها تقريبا برابر خواهد بود.

 

گربه سياه!

 

يكي ديگر از دلايل به وجود آمدن خرافات، ضعف دانش بشر در شناخت علت پديده‌ها است و با تخيل خود براي آنها دليل "مي‌تراشد". مثال‌هايي مانند باورهاي قديميان در مورد علت وقوع زلزله براي همه آشناست.

دليل ديگري كه باعث به وجود آمدن خرافات مي‌شود، علت و معلول پنداشتن دو پديده است كه صرفا با هم مقارن هستند.  مثلا۱ بين نرم شدن آسفالت خيابان و مقدار پوشش لباس مردم يك رابطه همبستگي قوي وجود دارد. يعني وقتي آسفالت خيابان‌ها نرم مي‌شود، مردم لباس‌هاي كمتر و سبكتري مي‌پوشند. ولي آيا بين اين دو پديده رابطه علت و معلولي وجود دارد؟ خير، اين دو پديده هردو ناشي از يك پديده ديگر (تابش آفتاب و گرم شدن هوا) هستند. بنابراين نبايد بين آنها رابطه علت و معلول برقرار كرد.

مثال جالبي كه در اين زمينه وجود دارد، عقايد بامزه يك فرقه مذهبي است. آنها نمودار تعداد دزدهاي دريايي را در مقابل گرم شدن كره زمين رسم كرده‌اند. به وضوح مشاهده مي‌شود  كه كم شدن تعداد دزدان دريايي با افزايش گرماي زمين مرتبط است! بنابراين آنها نتيجه گرفته‌اند كه علت گرم شدن زمين، كم شدن تعداد دزدان دريايي است و خواستار آزادي آنها شده‌اند! (در مورد اين فرقه اين وبلاگ قبلا نوشته)

------

پانوشت

۱- اين مثال در كتاب روانشاسي رشته علوم انساني مطرح شده‌است.

 

*نكته:  چون نوشتن اين پست طول كشيد، لاگين من در قسمت ويرايش وبلاگ منقضي شد و سيستم من را مجبور كرد دوباره لاگين كنم و ديدم تمام مطالبم پاك شده! مثل اينكه گربه سياهه كار خودش را كرد!

 توصيه جدي: ابتدا مطالب وبلاگ را داخل Word بنويسيد بعد به داخل ويرايشگر وبلاگ كپي كنيد تا اين بلا سرتان نيايد

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 17:25  توسط عرفان  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سلام به همه دوستان

اگه به تاريخ پست‌هاي قبل دقت كنيد مي‌بينيد كه همه آنها تاريخ ۶/۱/۸۷ را دارند! علت اين مساله آن است كه من قبلا در محيط وبلاگ ياهو ۳۶۰  مطالبم را مي‌نوشتم و بعداً تصميم گرفتم به اينجا اثاث‌كشي كنم!  بنابراين تقريبا همه پست‌هاي وبلاگم را به اينجا كپي كردم. از اين به بعد هم مطالب را ابتدا اينجا مي‌نويسم و اگر توانستم، در آنجا هم كپي مي‌كنم.

در مورد اسم اپسيلون : ε

اپسيلون پنجمين حرف الفباي يوناني است.

  • در رياضيات، به هر مقدار مثبتي كه به قدر دلخواه كوچك باشد اپسيلون گفته مي‌شود و در بيان مفهوم حد  اهميت زيادي دارد.
  • در فيزيك، به ثابت گذردهي الكتريكي يك ماده اطلاق مي‌شود. همچنين نشان دهنده ولتاژ دروني يك پيل الكتريكي است.
  • در محاسبات عددي، بيانگر ميزان خطاي محاسبات است.
  • و در مقاومت مصالح نشان دهنده كرنش يك ماده است.

--

خوب! مي‌بينيد كه اپسيلون معناهاي علمي مختلفی دارد. ولي تعريف اول براي من از همه جالب‌تر است. "هر مقدار مثبتي كه به قدر دلخواه كوچك باشد". چيزي كه همنشين صفر است ولي صفر نيست. 

... به وبلاگ من خوش آمديد!

 |+| نوشته شده در  جمعه 9 فروردین1387ساعت 23:23  توسط عرفان  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
عكاسي امروزه كار ساده‌اي شده. سوژه را هدف بگير و كليك...! دوربين‌هاي ديجيتال امروزي تجهيزات پيشرفته‌اي براي تنظيم نور و فوكوس دارند. در كسري از ثانيه، سيستم نورسنج دوربين ميزان باز شدن ديافراگم و سرعت شاتر را تنظيم مي‌كند تا زحمت شما براي عكاسي فقط به فشار دادن دكمه شاتر محدود شود.
اما خوب، گاهي اوقات تنظيم دستي دوربين منجر به نتايج بهتري مي‌شود. علاوه بر لذت بيشتر از هنر عكاسي، در مواقعي واقعا لازم مي‌شود كه بي‌خيال سيستم اتوماتيك شويد و خودتان تنظيمات را انجام دهيد. اكثر دوربين‌هاي ديجيتال امكاناتي براي تنظيم دستي دارند.
اما در عكاسي چه پارامترهايي قابل تنظيم هستند؟
مسلما مهم‌ترين عامل در تثبيت يك عكس، نور است. تنظيم نور به سه روش انجام مي‌شود.
سرعت شاتر : مدت زمان نوردهي به فيلم (در دوربين‌هاي ديجيتال صفحه حساس CCD) را مشخص مي‌كند. اين سرعت از يك چندهزارم ثانيه تا چند دقيقه قابل تنظيم است. در دوربين‌هاي مكانيكي حالتي به نام B وجود داشت كه شاتر به مدت دلخواهي (تا وقتي كه شاسي را نگه مي‌داشتيم) باز مي‌ماند.
سرعت بالاي شاتر براي عكاسي از سوژه‌هاي متحرك مناسب است و براي عكاسي از سوژه‌هاي ثابت و كم نور، از سرعت‌هاي كم استفاده مي‌شود. براي سوژه كم‌نور و متحرك متاسفانه چاره‌اي جز استفاده از فلاش نداريم.
ميزان بازشدگي ديافراگم : مقدار نور ورودي به دوربين را تنظيم مي‌كند. اين ميزان با يك عدد نشان داده مي‌شود. مثلا از F2.6 تا F8 . هرچه عدد بيشتر باشد ديافراگم بيشتر بسته مي‌شود و نور عبوري از لنز كمتر مي‌شود.
حساسيت ISO : در دوربين‌هاي مكانيكي، فيلم‌ با حساسيت‌هاي مختلف استفاده مي‌شد. حساسيت فيلم در واقع ميزان تغيير رنگ فيلم در مقابل نور بود. همين خصوصيت در دوربين‌هاي ديجيتال هم شبيه‌سازي شده‌است. هرچه حساسيت ISO بالاتر باشد مي‌توان در محيط‌هاي كم‌نورتري عكاسي كرد.
وقتي دوربين در حالت اتوماتيك قرار دارد سه پارامتر فوق به صورت اتوماتيك محاسبه مي‌شود ولي در مواقعي پيش مي‌آيد كه سيستم اشتباه مي‌كند.
كجاها سيستم اتوماتيك دوربين اشتباه مي‌كند؟
مثال اول : شما مي‌خواهيد از فردي عكس بگيريد كه پشت سرش يك منبع قوي نور (مانند يك پنجره) قرار دارد. در اين حالت به علت نور زياد سرعت شاتر بالا مي‌رود و صورت فرد تاريك مي‌افتد. در اين حالت بايد حالت «فلاش روشن» را به كار بگيريد يعني در هر صورت فلاش زده شود (گرچه سيستم نورسنج به ما مي‌گويد چون نور محيط زياد است نبايد فلاش زده شود).
مثال دوم : عكاسي از مناظر شهرها در شب. در اينجا چون نور كم است، سيستم نورسنج دستور مي‌دهد كه فلاش زده‌شود. انتظار نداريد كه نور فلاش دوربين شما يك شهر را روشن كند!؟ در اين حالا بايد حالت «فلاش خاموش» استفاده شود و در عوض سرعت شاتر را كم كنيد. مثلا 5 ثانيه. توجه كنيد كه در اين حالت وجود سه‌پايه كاملا الزامي است چرا كه لرزش‌هاي حتمي دست، موجب خرابي عكس مي‌شود.




--
عكس بالا (شب سنندج از فراز آبيدر) در شرايط زير گرفته‌شده :
سرعت شاتر : 15 ثانيه
ديافراگم : F2.8
حساسيت : ISO100
البته به نظر مي‌رسدكه نور زياد شده. يعني بايد عدد ديافراگم بيشتر مي‌بود
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 15:18  توسط عرفان  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

  RSS 






مشترك اپسيلون شويد ‌

اپسيلون را به گوگل ريدر خود اضافه كنيد



وبلاگهاي به‌روز شده دوستان

لينكهاي گوگل ريدر

 
  بالا