|
اپسيلون
|
||
|
تلاش براي شناخت يك ذره |
احتمالاً تصویر چهرهای که با ترکیب چهره ستارههای زیبای سینما ساخته شده را دیدهاید. تصویری که ادعا میشود «زیباترین» چهره جهان است! البته انتخاب زیباترین چهره کار آسانی نیست. سلیقهها متفاوت است و تعریف مشخصی از زیبایی وجود ندارد. اما تکنیکی که برای تولید این تصویر به کار گرفته شده نکات جالبی دارد. در واقع ترکیب چهرهها همان بحث میانگینگیری حسابی از کد رنگ پیکسلهای تصویر است. یعنی اگر شما از رنگهای سفید و سیاه میانگین بگیرید رنگ خاکستری حاصل میشود. قبل از ترکیب تصویر چهرهها، تنظیماتی روی اندازه و زاویه عکسها انجام میدهند تا اجزای اصلی صورت (چشمها و بینی و دهان) روی هم قرار بگیرند.

خوب حالا اگر با همین تکنیک، چند چهره «زشت» را با هم ترکیب کنیم به نظرتان نتیجه باید چه باشد؟ زشتترین چهره جهان؟! یا حداقل انتظار داریم که تصویر نهایی به اندازه چهرههای اولیه زشت باشد؟ اما نتیجه خیلی جالب است. تصویر ترکیبی از چهرههای زشت و یا حتی ناهنجار، باز هم یک تصویر زیبا و خوشایند است و جالب اینکه هرچه تعداد تصویرهایی که میانگینگیری میکنیم بیشتر باشد، تصویر نهایی مطلوبتر میشود. میتوانید آزمایش کنید. چند وقت پیش که توی وب دنبال همین موضوع میگشتم سایت جالبی پیدا کردم که این امکان را به شما میدهد که از میان چندین چهرهای که وجود دارد، هر تعداد را که تمایل داشتید انتخاب کنید و میانگین آنها را ببینید. به اینجا بروید و حالتهای مختلف را آزمایش کنید: ترکیب چهره زیبا با زیبا یا زشت، ترکیب نژادهای مختلف و حتی ترکیب چهره مرد و زن. در همه موارد میبینید که به شکل عجیبی هرچه تعداد چهرهها بیشتر باشد، چهره نهایی «خوشایند»تر میشود.
http://www.faceresearch.org/demos/average

علت چیست؟
با وجود سلیقههای متفاوت و گاه متناقضی که در مورد زیبایی چهرهها وجود دارد، به نظر میرسد یک اجماع جهانی هم در مورد مولفههای زیبایی وجود دارد و یکی از مهمترین آنها تقارن چهره است. عموماً یک چهره متقارن زیبا به نظر میرسد. ساختن یک چهره متقارن نیاز به متابولیسم دقیق و مقاومت در برابر انگلها و بیماریها دارد. در واقع تقارن چهره یک فرد و یکنواختی رنگ پوستش ملاک نسبتاً صادقانهای از میزان سلامت اوست. چیزی که برای اجداد ما در انتخاب جفت بسیار مهم بوده. یعنی انتخاب طبیعی ما را به سمتی سوق داده که افراد با چهره متقارن را جذاب و زیبا ببینیم.
علت اینکه میانگینگیری از تصاویر آنها را زیباتر میکند این است که میانگینگیری، ناهنجاریها (مانند لک و پیس) و عدم تقارنها را کمرنگ میکند. احتمال اینکه همه افراد چشم راستشان کوچکتر از چشم چپ باشد خیلی کم است و با میانگینگیری از تصویر آنها، این عدم تقارنها اصلاح میشود. تصویر نهایی ممکن است ملکه زیبایی نباشد ولی چهرهای خوشایند و آرامبخش است و حتی میتوان خصوصیاتی مثل مهربانی و صداقت را هم به او نسبت داد. همه این برداشتها هم به خاطر چشمان بسیار دقیق ماست که ظریفترین تفاوتها را (گاه به صورت ناخودآگاه) تشخیص میدهد. بی دلیل نیست که بخش مهمی از مغز انسان به پردازشهای بینایی اختصاص یافته!
|
|