اپسيلون
 
 
تلاش براي شناخت يك ذره
 
- عطسسســـــه!

- صبر اومد!

 دیالوگ(!) بالا را احتمالا بارها شنیده‌اید. راستش نمی‌دانم دلیل  این باور و باورهای مشابه در بین ما چیست. ولی جداً برایم سووال است که بین عطسه (که یک مکانیسم طبیعی بدن است) با اتفاقات و بلایایی که قرار است نازل شود چه رابطه‌ای وجود دارد.

شاید اغلب افراد زیاد این مساله را جدی نگیرند ولی به هر حال ته دلشان کمی نگران می‌شوند. 

خوب بگذارید یک مثال را برایتان تعریف کنم: یک روز که لامپ اتاق سوخته بود و من می‌خواستم لامپ را عوض کنم، همین که می‌خواستم بروم بالای صندلی عطسه‌ای نازل شد! و از اطرافیان مدام نصیحت و هشدار بود که "مراقب باش" ، "صبر اومد" ، "بعدا این کار را انجام بده" و ... . من با این حرف‌ها توجهی نکردم و  لامپ بدون هیچ مشکلی عوض شد.

خوب، چون هیچ اتفاقی نیفتاد این مساله خیلی زود از ذهن دوستان پاک شد. در حالی که اگر من مثلا از رو صندلی پایین می‌افتادم یا برق مرا می‌گرفت، چون واقعه عجیبی بود (ارتباط بین عطسه و  حادثه) ، در حافظه همه ثبت می‌شد. تکرار چندین مورد از این دست اتفاقات باعث می‌شود که ذهن یک رابطه علت و معلولی بین این رخدادها برقرار کند.

علت اکثر خرافاتی که در ذهن ما نقش بسته همین "حافظه انتخابی" است. یعنی ما کلی اتفاقات را مشاهده می‌کنیم و فقط آنهایی را به خاطر می‌سپاریم که به آنها علاقمندیم يا برايمان عجيب است.

احتمالا با قوانين مورفي آشنا هستید. قوانینی که حاکی از بدشانسی آدمها هستند كه البته به نظر من ناشي از بدبيني آنهاست. یک مثال ساده‌اش در سوار شدن به اتوبوس است. احتمالا شما در لحظه‌اي كه از اتوبوس جا مانده‌ايد احساس "بدشانسي" كرده‌ايد. ولي آيا وقتي به موقع به اتوبوس رسيده‌ايد به "خوش‌شانس" بودنتان توجه كرده‌ايد؟! اگر به طور دقيق اتفاقاتي را كه مي‌افتد را يادداشت كنيم، فراواني بدشانسي‌ها و خوش‌شانسي‌ها تقريبا برابر خواهد بود.

 

گربه سياه!

 

يكي ديگر از دلايل به وجود آمدن خرافات، ضعف دانش بشر در شناخت علت پديده‌ها است و با تخيل خود براي آنها دليل "مي‌تراشد". مثال‌هايي مانند باورهاي قديميان در مورد علت وقوع زلزله براي همه آشناست.

دليل ديگري كه باعث به وجود آمدن خرافات مي‌شود، علت و معلول پنداشتن دو پديده است كه صرفا با هم مقارن هستند.  مثلا۱ بين نرم شدن آسفالت خيابان و مقدار پوشش لباس مردم يك رابطه همبستگي قوي وجود دارد. يعني وقتي آسفالت خيابان‌ها نرم مي‌شود، مردم لباس‌هاي كمتر و سبكتري مي‌پوشند. ولي آيا بين اين دو پديده رابطه علت و معلولي وجود دارد؟ خير، اين دو پديده هردو ناشي از يك پديده ديگر (تابش آفتاب و گرم شدن هوا) هستند. بنابراين نبايد بين آنها رابطه علت و معلول برقرار كرد.

مثال جالبي كه در اين زمينه وجود دارد، عقايد بامزه يك فرقه مذهبي است. آنها نمودار تعداد دزدهاي دريايي را در مقابل گرم شدن كره زمين رسم كرده‌اند. به وضوح مشاهده مي‌شود  كه كم شدن تعداد دزدان دريايي با افزايش گرماي زمين مرتبط است! بنابراين آنها نتيجه گرفته‌اند كه علت گرم شدن زمين، كم شدن تعداد دزدان دريايي است و خواستار آزادي آنها شده‌اند! (در مورد اين فرقه اين وبلاگ قبلا نوشته)

------

پانوشت

۱- اين مثال در كتاب روانشاسي رشته علوم انساني مطرح شده‌است.

 

*نكته:  چون نوشتن اين پست طول كشيد، لاگين من در قسمت ويرايش وبلاگ منقضي شد و سيستم من را مجبور كرد دوباره لاگين كنم و ديدم تمام مطالبم پاك شده! مثل اينكه گربه سياهه كار خودش را كرد!

 توصيه جدي: ابتدا مطالب وبلاگ را داخل Word بنويسيد بعد به داخل ويرايشگر وبلاگ كپي كنيد تا اين بلا سرتان نيايد

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 17:25  توسط عرفان  | 

ارسال به:

 

دل به دل راه داره!

 قاعدتاً باید بدون شرح باشه!

ولی توضیح مختصر : دو عدد لپ تاپ دل ( Dell ) که توسط یک کابل کراس به هم اتصال پیدا کرده اند.  

 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 17:31  توسط عرفان  | 

ارسال به:

 
  بالا