|
اپسيلون
|
||
|
تلاش براي شناخت يك ذره |
چه بخواهیم چه نخواهیم، واقعیت این است که بخش عمده هزینه یک کتاب صرف کاغذ و چاپ میشود و حقالزحمه نویسنده بخش کوچکتری را به خود اختصاص میدهد. به همین خاطر طبیعی به نظر میرسد که کتابهای بزرگتر قیمت بیشتری داشته باشند. در حال فکر کردن به این قضیه بودم که سوالی برایم پیش آمد. قیمت هر واحد وزنی کتاب به طور متوسط چقدر است؟ اصطلاح «کیلویی» عمدتاً بار منفی دارد و نشانه بیارزش بودن شیء مورد بحث است. اما فعلاً این ذهنیت را کنار بگذاریم و وقتی رابطه مستقیم تعداد صفحات و در نتیجه وزن کتاب با قیمت آن تقریباً بدیهی است چرا تلاشی برای فرموله کردن این رابطه نکنیم!؟

خوشبختانه فروشگاه آدینهبوک وزن همه کتابهایی که معرفی کرده را هم با دقت ۵۰ گرم نوشته است. پس کارمان راحت شده است. اطلاعات وزن، تعداد صفحات و قیمت را برای ۱۰۰ کتاب تصادفی از موضوعات مختلف علمی، ادبیات، هنری و ... یادداشت کردم و اکسل هم ادامه کار را برایمان راحت کردهاست: رسم نمودار پراکندگی Scatter اینها در مقابل هم. در شکل زیر مشاهده میشود که رابطه تقریبی مستقیمی بین وزن و قیمت کتاب وجود دارد. اگر شیب خط برازش شده را ببینیم مشاهده میشود که قیمت «هر کیلوگرم کتاب» حدوداً ۸ هزار تومان است... تقریباً برابر قیمت یک کیلو تخمه!

نمودار زیر هم جالب است. رابطه بین تعداد صفحات و وزن کتاب. اینجا پراکندگی دادهها کمتر از نمودار بالایی است و طبیعی هم هست چون با بالا رفتن تعداد صفحات کتاب، وزن آن هم به شکل منظمی بالا میرود. در حالی که قیمتگذاری برای یک کتاب تابع شرایط دیگری مانند نوع چاپ و تعداد رنگها و طیف مخاطبین هم هست و در نهایت باید مقدار معقولی گرد شود. علت پراکندگی خفیفی که در نمودار زیر مشاهده میشود، متفاوت بودن جنس کاغذ و قطع کتابهای مختلف و همچنین نوع جلد آنها است که باعث میشود رابطه وزن و تعداد صفحات کتاب یک رابطه کاملاً دقیق نباشد.

به سیاق انتهای مقالات و پایاننامهها!... پیشنهادی که برای تحقیقات آتی میتوان داشت، رسم نمودارهای بالا به تفکیک انتشارات است. اینطوری میتوان تخمینی از قیمت کتابها و جنس کاغذهای مصرفی هر انتشاراتی داشت و احتمالاً پراکندگی نقاط هم کمتر میشود.
پ.ن. میتوانید حدس بزنید آن نقطه دورافتاده که نشانگر یک کتاب دو و نیم کیلویی است مربوط به چه کتابی است!؟
در حالی که مصرف شیرینکننده در نوشیدنیهای داغ عموماً به صورت شکر حل شده است، در کشورمان کماکان قند گزینه اول برای شیرین کردن چای است. قبلاً قند در کارخانه به صورت مخروطهای ۳ کیلویی (کله قند) تولید میشد و زحمت خرد کردن آن بر عهده مصرف کننده بود. اما مثل بقیه صنایع غذایی که به سمت راحتتر شدن کار مصرفکننده پیش میرود، قندهای خرد شده هم کم کم سر و کلهاش پیدا شد. خوب حالا فرض کنید میخواهیم به عنوان تولید کننده قند، راهی برای خرد کردن آن پیدا کنیم. یکی از قدیمیترین راهها دستگاهی بود که مثل چرخ گوشت از یک طرف کلهقند را تحویل میگرفت و با تیغههای فلزیاش آن را خرد میکرد و قند خرد شده تحویل میداد. اشکال این دستگاه ضایعات زیاد آن بود. چند وقت پیش یکی از این دستگاهها را در نمایشگاه صنایع غذایی دیده بودم که فروشنده میگفت حدود ۱۵درصد ضایعات دارد که به صورت خاک قند و شکر باید بازیافت شود که مقدار کمی نیست. راه دیگر قندهای حبهای است که به صورت مکعبهای کوچک منظم تولید میشد. این روش شاید کمترین ضایعات را داشته باشد. اما از لحاظ شکل ظاهری چندان شبیه قندهای «خرد شده» نیست و زیاد مورد پسند خانوادهها نبود. از این قندها بیشتر به همراه چای کیسهای استفاده میشد.
اما راه سومی هم هست؟ اگر به قندهای خرد شده بستهبندی شده دقت کرده باشید احتمالاً متوجه نکته جالبی شدهاید. ظاهر نامنظم آنها شبیه قندی است که با دست خرد شده اما اگر به یک حبه قند که به صورت شش وجهی است دقت کنیم میبینیم از میان آنها دو وجه همیشه موازی هم هستند و سایر وجهها نامنظم است. فاصله این دو وجه حدود ۱.۵ سانتیمتر است و این قضیه برای همه حبههای قند برقرار است.

معما حل شد! روش تولید این قندها به این صورت است که احتمالاً صفحات قندی بزرگی مثل موزاییک تولید میشود که ضخامت مشخصی دارد. حالا این صفحه به قطعات نامنظم شکسته میشود و قند حاصل شبیه قندهای خرد شده است و در ضمن میزان ضایعات به طور قابل ملاحظهای کاهش مییابد.
|
|