|
اپسيلون
|
||
|
تلاش براي شناخت يك ذره |

من از طريق وبلاگ ناباور باخبر شدم كه 24 بهمن مصادف است با 200امين سالگرد تولد چارلز داروين. قرار نيست براي داروين جشن بگيريم و هورا بكشيم. آشنايي بيشتر با نظريه مهمي كه داروين مطرح كرد شايد بهترين بزرگداشت براي وي باشد.
كتابها، سايتها و وبلاگهاي زيادي هستند كه نظريه تكامل را كامل شرح دادهاند. من فقط سعي خواهم كرد به طور خلاصهوار به چند سوالي كه در رابطه با تكامل ممكن است به ذهن بيايد پاسخ دهم. من در رشته بيولوژي تخصص ندارم و اين اطلاعات از مطالعههاي متفرقه حاصل شدهاند و اگر ايرادي در آن مشاهد كرديد خوشحال ميشوم تذكر دهيد.
1- داروين كي بود و چهكار كرد؟ چارلز رابرت داروین (۱۲ فوریه، ۱۸۰۹ - ۱۹ آوریل، ۱۸۸۲) دانشمند و زیستشناس انگلیسی بود. كار مهم داروين اين بود كه سوار يك كشتي شد و تقريبا دور دنيا را گشت. بعد از سفرش او به تدوين مشاهداتاش در طول سفر پرداخت و كتاب «منشاء گونهها» The Origin of Species (متن كتاب به انگليسي) را منتشر كرد. در اين كتاب او به اين سوال اساسي پاسخ داد كه گونههاي مختلف جانداران از كجا آمدهاند.
2- نظريه تكامل به طور خلاصه چه ميگويد؟ اين نظريه ميگويد كه در جريان توليد مثل جانداران، ممكن است خطاهايي در كپي شدن نقشه ژنتيكيشان به وجود بيايد و موجودي با اندكي تفاوت نسبت به والد[والدين]اش متولد شود. كلمه «خطا» هيچ بار معنايي منفياي ندارد و فقط به يك تفاوت جزئي در نقشه ژنتيكي اطلاق ميشود. اين خطاها را جهش ميگويند.
خوب، گفتيم موجود جديد اندكي متفاوت با والديناش است. اين تفاوت ممكن است به ضرر جاندار باشد. مثلا نقص در دستگاه تنفسي يك موجود باعث ميشود در درگيريها و گريزها نتواند به خوبي عمل كند و طعمه حيوانات ديگر شود. در عوض اگر اين تفاوت در جهت مثبت ميبود ميتوانست باعث بقاي بيشتر جاندار شود. بقاي بيشتر منجر به افزايش شانس توليد مثل جاندار شده و نهايتا تعداد حانداراني با اين خصوصيت جديد افزايش پيدا ميكرد. توضيح اين نكته ضروري است كه حتي بدون جهش هم فرزندان با والدين خود متفاوت خواهند بود چون نقشه ژنتيكي فرزند از تركيب ژنهاي پدر و مادر حاصل ميشود.
در طول سالهاي سال اين تفاوتهاي جزئي انباشته شده و موجودات مرتب تغيير شكل دادهاند. شايد تصور اين همه تغييرات (مثلا از يك پشه تا يك وال عظيمالجثه) خيلي سخت باشد. اما اين تغييرات خيلي زمان بردهاند. چشمانتان را ببنديد و عميقا به مفهوم چند ميليارد سال (از آغاز حيات تا كنون) فكر كنيد...
3- نظريه تكامل كه اثبات نشده. اين فقط يك «نظريه» است! متاسفانه اين جمله را اكثرا افرادي ميگويند كه حتي يك بار هم اين نظريه را به دقت مطالعه نكردهاند و تصور مبهمي از آن دارند. يك نظريه علمي بايد توسط شواهدي تاييد شود. مثلا نظريه زمين محوري زماني به اين دليل حاكم بود كه انسانها ميديدند كه ماه و خورشيد و ساير اجرام سماوي از يك نقطه آسمان به نقطه ديگر ميروند (مشاهده). سالها بعد، به واسطه مشاهدات دقيقتري اين نظريه باطل شد و نظريه بهتري براي توصيف حركت اجرام ارائه شد. شايد اين نظريه در آينده هم تغيير كند. اين مساله به اعتبار علم آسيب نميزند؛ بلكه اتفاقا پويايي آن را نشان ميدهد.
نظريه تكامل هم مانند بسياري نظريات ديگر توسط شواهدي حمايت ميشود (سنگوارهها، جنين شناسي، تغيير نقشه ژنتيكي ويروسها و ...) ضمن اينكه اين نظريه با پيشرفت علم ژنتيك پيشرفت زيادي داشته و نظريه تركيبي انتخاب طبيعي را به وجود آورده.
پس اگر كسي چنين ايرادي بر نظريه تكامل گرفت، از او بخواهيد كه نظريه كاملتري براي توجيه گوناگوني حيات ارائه كند كه داراي شواهد محكمتري باشد. مطمئنا اگر چنين نظريهاي پيدا شود جاي نظريه كنوني را خواهد گرفت.
4- آيا اجداد ما ميمون بودند؟ سوالياست عاميانه و تحريك كننده احساسات. شايد به غرور انسان بر بخورد. ولي تكامل در مورد انسان هم شواهد زيادي دارد. مطالعات جمجهشناسي در سنگواره انساننماهاي گذشته، تغييرات تدريجي نياكان انسان را تاييد ميكند. به نقشه ژنتيكي كاري نداريم. اگر فقط به اسكلت انسان و شامپانزه نگاه كنيم، شباهت فراواني خواهيم ديد. شامپانزهها اجداد بشر نيستند ولي با انسانها يك نياي مشترك دارند.
5- مگر ممكن است تصادف باعث ايجاد يك ساختار منظم شود؟ اگر وارد بحثهاي فلسفي در مورد تعريف نظم و ... نشويم، ميتوان گفت تصادف محض نميتواند. اما تصادف به همراه انتخاب طبيعي ميتواند. وبلاگ پسر فهميده در اين مطلب به زيبايي اين مساله را توضيح داده.
خوب، در انتها چند لينك و كتاب براي مطالعه بيشتر در مورد تكامل:
كتاب: در دسترسترين كتاب شايد زيستشناسي پيشدانشگاهي رشته تجربي باشد، صفحه 55 به بعد.
وبلاگ ناباور هم كه آغازگر اين حركت بود را بخوانيد.
اين سايت كاملا در مورد تكامل است. من چند فيلم به صورت DVD ديدم كه به طور مفصل تكامل را تشريح كردهاند. اين فيلمها محصول سايت فوق بودند.


فاصله دهانه ورودي قيف تا خروجي آن كه در قسمت جنوبي دره قرار گرفته حدود 215 متر است.


اين نوع سرريز اساساً يك قيف بتني بزرگ با قطر 22 متر است كه در پايين به قطر 8 متري ميرسد.
واضح است كه شنا كردن در نزديكي حفره ورودي ممنوع و البته احمقانه است! موانعي براي جلوگيري از نزديك شدن شناگران و قايق سواران به دهانه سرريز تعبيه شدهاست. همچنين زمينهاي اطراف سرريز حصاركشي شدهاند.

در طول ماههاي خشك سال كه سطح آب درياچه سد به اندازه كافي پايين باشد، اسكيتبازها و دوچرخه سواران از خروجي سرريز به عنوان محلي براي تمرين استفاده ميكنند.
و در نهايت تصوير اين سرريز در گوگل مپ:
پ.ن : اين اولين پست ترجمهاي من بود. راستاش را بخواهيد مطالب ترجمهاي سهلالوصولتر هستند؛ نيازي به تنظيم و خلاصه نويسي و ساير ويرايشهاي زباني ندارند و عموماً طرفدار بيشتري دارند.
ولي به شخصه براي خودم پستهاي تاليفي لذتبخشتر هستند. ترجمه گرچه به نوعي خلق مجدد يك اثر است اما اصالت كمتري دارد. به هر حال به عنوان چاشني مطالب به نظرم بد نباشد كه گهگاهي مطالب ترجمهاي هم درج شود.
نظرات شما هم مطمئناً براي من مهم خواهد بود.
توضيحات زير را هم از كسي كه «سازههاي هيدروليكي» ميخواند و طبعاً از تشريح مسائل مربوط به رشتهاش ذوقزده ميشود پذيرا باشيد:
سرريزهاي نيلوفري مانند چاهكهاي تخليه حوض عمل ميكنند؛ منتهي در ابعاد بزرگتر. ضمن اينكه چاهكهاي تخليه در كف حوض قرار دارند اما سرريزها داراي ارتفاع مشخصي هستند كه اگر سطح آب درياچه پشت سد از حدي بالاتر برود، به جاي اينكه آب از روي بدنه سد عبور كند(كه ممكن است منجر به صدمه ديدن سد شود)، از داخل سرريز عبور ميكند و به صورت هدايتشده به پاييندست منتقل ميشود. اگر در ساختگاه سد جاي كافي براي احداث سرريزهاي معمولي (سرريزهايي كه مثل سرسره هستند) نباشد از سرريزهاي نيلوفري استفاده ميشود. اين سرريزها در بالا مانند يك قيف هستند و توسط يك لوله بتني كه در انتهاي قيف قرار دارد آب را به پاييندست سد منتقل ميكنند. سد شيروان در ايران داراي سرريز نيلوفري است.
چند وقت پيش بحثي در اتاق مطرح شد، در مورد نهنگ و ابعاد آن. طبعا چنين موجود غولپيكري خصوصيات جالبي دارد. مثلا يكي از دوستان ميگفت كه قطر رگهاي اين حيوان به حدي است كه يك انسان ميتواند درون آن شنا كند. البته بعدا معلوم شد كه قطر آئورت (بزرگترين رگ) اين حيوان حدود 23 سانتيمتر است. ميتوان با اغماض گفت كه يك بچه كوچك ميتواند از آن عبور كند. در ويكيپديا اطلاعات جالبتري هم در مورد «وال آبي» (Blue Whale) وجود دارد. مثلا اينكه نوزاد وال روزي 400 ليتر شير ميخورد و در 24 ساعت 90 كيلوگرم به وزنش اضافه ميشود!

منبع عكس : http://school.discoveryeducation.com
اين موضوعات علمي خوراك مطالبي با عنوان «آيا ميدانيد كه؟...» هستند. خواندن چنين مطالبي براي هر كسي جالب است و در حين خواندن مدام نچ نچ ميكند! براي نوشتن يك «آيا ميدانيد كه» كافي است خصوصيات يك موجود (ترجيحا خيلي بزرگ يا خيلي كوچك) را پيدا كنيد و آن را با خصوصيات انسان مقايسه كنيد، مثلا مورچه به راحتي ميتواند تا ۵۰ برابر وزن خودش را بلند كند. اگر انسان به همين نسبت زور داشت بايد ۴۵۰۰ كيلوگرم را بلند ميكرد و ...
يكي ديگر از راههاي نوشتن آيا ميدانيد كه اين است كه يك ماشين حساب برداريد و تخمين بزنيد كه مردم دنيا در هر روز چند مترمربع پيتزا ميخورند يا چند كيلومتر سيگار ميكشند يا در هر ثانيه چند نفر به دنيا ميآيد!
«آيا ميدانيد كه»ها مطالب كوتاهي هستند كه عموما باعث شگفتي ميشوند. در سايتها و وبلاگهايي كه مطالبشان عموما جوك و اساماس و ساير سرگرميها است، گاهي «آيا ميدانيد كه» هم به چشم ميخورد. شايد تنها حلقه رابط بين مسائل علمي و «زرديات»! همين مطالب باشد. متاسفانه در برخي موارد براي بالا بردن دوز شگفتانگيز بودن، مسائل علمي با چاشني خاليبندي همراه ميشوند.
در كل براي سرگرمي و تحريك حس كنجكاوي علمي افراد مطالب خوبي هستند اما گاهي به صحت و دقت اين مطالب ميتوان شك كرد.
نمونه چند «آيا ميدانيد كه» : + و +
|
|