اپسيلون
 
 
تلاش براي شناخت يك ذره
 

توپ بسكتبال به شكل بيضي

اين عكس را چند روز پيش گرفتم. لحظه پرتاب توپ بسكتبال به سمت حلقه. همان‌طور كه مي‌بينيد توپ كاملا به شكل بيضي‌گون درآمده. راستش برايم سوال شد كه چرا چنين اتفاقي افتاد.
دو دليل (فرضيه) به ذهنم آمد. يكي اين‌كه به دليل سرعت بالاي توپ و احياناً سرعت پايين شاتر دوربين، توپ به شكل بيضي در آمده. اما اولا سرعت شاتر حدود 1 هزارم ثانيه بود* (كه به نسبت زياد است) و سرعت توپ هم حدود چند متر در ثانيه است. يعني در مدت ثبت عكس، توپ حداكثر چند ميليمتر حركت كرده. اين مقدار به هيچ وجه به اين شكل شديد تصوير را تغيير نمي‌دهد. ضمناً تصوير ناشي از شيء متحرك اين‌شكلي نيست. بلكه شامل تار شدن تصوير و مشخص شدن مسير حركت شيء است (مثل شكل زير)

تصوير يك جسم متحرك وقتي سرعت شاتر پايين باشد

دليل دوم: احتمالا خود توپ در لحظه گرفتن عكس تغيير شكل داده و به شكل بيضي درآمده. يعني توپ بر اثر يك ضربه‌ از حالت كروي خارج شده. پرتاب توپ توسط بازيكن چنين ضربه‌اي وارد نمي‌كند (ضمن اين‌كه توپ تا رسيدن به بالاي حلقه اين فرصت را دارد كه به شكل اوليه‌اش برگردد) بنابراين احتمالا توپ به حلقه بر خورد كرده و در بازگشت عكس ثبت شده. راستش يادم نيست كه در لحظه عكس گرفتن، توپ به سمت حلقه مي‌رفت يا از آن دور مي‌شد.
شما دليل ديگري براي تغيير شكل توپ به ذهنتان مي‌رسد؟

پ.ن. براي اين كه سرعت عكس‌برداري بالا باشد و مثلا در اين عكس در لحظه‌اي كه توپ به بالاي حلقه مي‌رسد عكس ثبت شود، بايد قبل از پرتاب دكمه دوربين را تا نيمه فشار دهيد تا فوكوس انجام شود و سپس در لحظه مناسب دكمه را تا آخر فشار دهيد. با اين كار عكس تقريبا بلافاصله ثبت مي‌شود. من اين عكس را با دوربين گوشي‌ام گرفتم كه قابليت فوكوس اتوماتيك  دارد ولي با اين حال مقداري اختلاف زماني بين لحظه فشردن دكمه شاتر و لحظه‌اي كه عكس ثبت مي‌شود وجود دارد كه در دوربين‌هاي پيشرفته‌تر اين اختلاف زماني كم‌تر شده‌است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* اصطلاح سرعت شاتر به طور دقيق يعني زمان باز بودن شاتر و نور خوردن فيلم يا صفحه حساس (برحسب ثانيه)

 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 17:43  توسط عرفان  | 

ارسال به:

مدت‌ها بود كه مي‌خواستم بخشي براي كتاب‌هايي كه خوانده‌ام در وبلاگ بگذارم. اين پست اولين پست از اين سري است. كتاب‌هايي كه اينجا مي‌آيند هيچ نظم خاصي ندارد. فقط در يك نكته مشترك هستند: من آن‌ها را خوانده‌ام و به نظرم جالب آمدند. تلاشم را مي‌كنم كه تصوير جلد و چند خطي از كتاب را هم اينجا بياورم و به ناشر لينك بدهم تا اگر كسي خواست آن را تهيه كند، كار برايش راحت‌تر باشد.


تاريخ پزشكي
خواندن تاريخ علم اين جذابيت را دارد كه مي‌توانيم خود را جاي پيشينيان بگذاريم و از كشف چيزهايي كه الان برايمان بديهي و عادي هستند لذت ببريم. ضمن اين كه با يك برونيابي بتوانيم به آينده علم خوشبين و اميدوار باشيم.
اگر الان براي بيماري مهلك ايدز درماني نيست و چشم به دست محققين دوخته‌ايم تا راه نجاتي بيابند، مي‌توانيم لذت كشف واكسن احتمالي آن را با مرور تاريخ پزشكي احساس كنيم چراكه زماني بوده كه مثلا درد شديد و عفونت  جزء محتوم يك عمل جراحي بود. تصور احساسي كه از كشف مواد بي‌حس كننده و ضدعفوني كننده به پزشكان و بيماران دست داده، چندان سخت نيست.

حدود ده سال بعد، جراح انگليسي به نام ژوزف ليستر براي پيشگيري از بيمتاريخ پزشكياري‌ها گام‌هايي فراتر از اسنو برداشت. او كه در بيمارستاني در گلاسكو (اسكاتلند) كار مي‌كرد، ناراحت بود از اين كه مي‌ديد بيمارانش به دليل عفونت‌هايي مي‌ميرند كه از محل زخم شروع مي‌شوند و سپس در سراسر بدن انتشار مي‌يابند. او مي‌دانست كه اين اتفاق در ساير بيمارستان‌ها هم روي مي‌دهد. مثلا تقريباً نيمي از بيماراني كه به هر دليل اندام فوقاني يا تحتاني‌شان قطع مي‌شد، به علت عفونت فوت مي‌كردند. عفونت زخم چنان شايع بود كه بسياري از پزشكان از دوران باستان كه با جالينوس شروع مي‌شد، گمان مي‌كردند بروز عفونت زخم طبيعي و حتي بخش خوشايندي از روند ترميم است.
... ليستر براي اولين بار استفاده از اسيد كربوليك را در دوازدهم ماه اوت 1865 تجربه كرد. بيمار او پسربچه‌اي يازده ساله به نام جيمز گرين‌لس بود كه ساق پايش زير چرخ گاري مانده و شكسته بود. يك انتهاي استخوان شكسته از پوست بيرون زده بود، ضايعه‌اي كه آن را شكستگي مختلط مي‌نامند. زخم‌هاي ناشي از شكستگي‌هاي مختلط تقريباً هميشه عفوني مي‌شدند. اما زخم جيمز گرين‌ليس بعد از اين‌كه ليستر  روي آن را با پارچه‌هاي آغشته به اسيد كربوليك پوشاند، بدون بروز عفونت بهبود يافت.    (از متن كتاب- لينك را من اضافه كردم)

نمي‌توان اين داستان را خواند و ذوق نكرد. از اين‌كه يك مشكل بزرگ و كشنده حل شده باشد. و البته اين داستان مي‌تواند ما را اميدوار كند به حل مشكلات امروزي مثل ايدز و سرطان.
كتاب تاريخ پزشكي پر است از اين داستان‌ها كه با زبان ساده نوشته شده. اين كتاب هم براي دانش‌آموزان دبيرستاني مي‌تواند مفيد باشد و هم براي دانشجويان پزشكي (و البته هم براي دانشجويان عمران  )
كتاب حدود 150 صفحه است و نوشته ليزا يونت و ترجمه رضا ياسائي است. انتشارات ققنوس آن را با قيمت 2800 تومان منتشر كرده‌است.


 |+| نوشته شده در  شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 1:45  توسط عرفان  | 

ارسال به:

 
  بالا